عشق دیگر جوابگو نیست !

هذیان های دلتنگی ام :

درد واره هایم را همراه با بغض هایی که همیشگی شده اند ،

می بلعم چونان کودکی گرسنه که پستان های مادرش را !

بودن هایمان نبودنیست پر از زنجیرهای متلاشی که،

تلاطم کور کورانه ی عشق هم دیگر جواب گو نیست .

دیری نمی پاید که نبودن هایم عادتت می شود !

چونان دخترکی که عادت های ماهانه اش را عادت می کند  ...

و بعد خیز میزنی در آغوش دیگری به هوای همیشگی ات  !

و من می بلعم بغض هایی را که همیشگی شده اند ...

بی من سهل تر از انکار های دیری نه ات خواهی زیست !!!

                    **************************************

من ، دل رفتن نداشتم ! درخت خانه ات ماندم ،

تو رفتن را دل دل نکن !!!

ریزش برگ هایم آزارت می دهد !

                                                    محمد علی بهمنی


پ ن : هنوز هم دلتنگ که می شوم ، قافیه ی شعر هایم ترک بر میدارد !

                              

                                                                            

/ 33 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
pinKy

[گل][قلب][پلک]

منم یک آریایی ...///

گاهی فکر میکنم اگه قرار بود همه چی درست میشد و قرار بود هر چیزی سر جای خودش باشه دیگه زندگی لطفی نداشت اما اینم درست نیست که نزارنت هر کتاب ی رو که دلت میخواد بخونی و هر فیلمی رو دلت خواست ببینی تا زندگی را به دلخواه خودت تجربه کنی و...و...و...اهورا مزدا سایه بانت...///////////////

کوچه گرد

هنوز هم وقتی دلم تنگ می شود، شعرهایم می گریند... [گل]

ماهان

سلام حالتون خوبه خیلی وقته که خبری ازتون ندارم و دوباره توفیق شد بیام اینجا هرجا که هستید سلامت و تندرست و سعادتمند باشید و زودتر هم از تنهایی دربیاید هرچند تنهایی گوهری است که خیلیا دربه درند و دنباشند

علی فلاح

سلام وبلاگت خییییییییییییییلی توپه اگه تونستی به وبلاگ منم سر بزن. اگه اومدی حتما حتما یه نظری بده اتماس دعا

علی

جّو اینجا کاملا نوستالژیکِ . همینطور نوشته هات

منم یک آریایی ...///

دلم را تو طاقچه اطاق قشنگت جا گذاشتم حالا کی برام میاریش خدا میدونه اهورا سایه بانت عزیز عمو ...///

رضوانه

بسییییییییییییار زیبا بود.[گل]