دلهاتان مملو از شادی

حقیقت به آدم خیلی نزدیکه ... اما بهتره بهش دست نزنی! دستاتو می سوزونه!

چیزهایی هست که دیگر تکرار نمی شوند ...

تو دیگر ده ساله نمی شوی ... و من دیگر به دبیرستان نمی روم...

نگاه کن! ...

من می دوم و مرغان دریایی را از روی شن ها پرواز می دهم ...

و این لحظه تمام می شود ... و من و شادی لحظه ام ... صدای تو ...

و شجاعتمان ...

در تصویر، پرواز مرغان دریایی برای همیشه زندانی می شود ...

سالها می گذرد و ما هر روز بی آنکه بدانیم لحظه های تکرار ناپذیر زندگیمان را

در تصویرها زندانی می کنیم وآنها را چون گنج درد آور شیرینی در

پستوی روزمرگی هایمان پنهان می کنیم و می گذاریم بمانند...

بمانند برای شبهای تنهایی ... و روزهای دلتنگی ، که مرهمی باشند ؟

 نه ! هیزمی ... که بسوزانند بیشتر ...

/ 30 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پیمان دانشفر 22 ساله

عروسک های خیابانی، عروس می شوند یا به شب زفاف عروسی می روند ...؟! به روزم با اینترنت اکسپلورر باز کنی بهتره ها :دی

دايي جان

سلام سال نو مبارك

دايي جان

گويند معرفت در گراني است

دايي جان

گويند وفا از كه آموختي گفتند از بيو

دايي جان

عزيزمي . دوست دارم تا ته خط

فریبامرتضایی

پست بسیار ارزشمندی هست سپاسگزارم با زبان ساده ی عشق چشم براهم دوست خوبم[گل]

یاس خاکی

امیدوارم سال جدید سال خوشحالی تو باشه تا ما هم دلشاد بشیم [قلب]

منم یک آریایی ...///

گوشهایم را با کف دستهایم گرفتهام میدانی چرا باد سختی می آید همیشه بهار دیر رس غربت اینگونه است اگر لج کنم و در باد بایستم میشوم اسکلت درختی که نه برگی به تن دارد و نه پوستی اپریل 2011 .../// اهورا مزدا سایه بانت

مسعود

سلام دوست خوب و کم پیدای من... وبلاگم به روزه، تونستی سر بزن [گل]

ابوذر

[گل][گل]