هذیان های عاشقانه ی دلم

وقتی که رفتی یک صدا بودیم و یک تن ، در میان انتظاری پر ز خوف ، از بازگشت

این دو تن در یک وجود ؟

عصمت روحم پر ز سنگینی پرسش گرانه ، پر نفس در کنارت با وجودت

های و هوی شادمانه می سرود .

پیچش نیلوفری را کز وجودم در هوای پاک انفاست با نفسهایت

در هبوت بودنت ریشه ی مسجود خود را می سجود ، او می ربود ! ...

با تو هر لحظه شکوه مهربانی را با لبانی پر تبسم با تحسن ها حکایت می کنم

وز نبودت زنده گانی را کز تب تیره گی های شب نشین درد ها می

سراید من شکایت می کنم ...

پ ن : خوشحالم که بالاخره مسئولین کشور مجبور شدن پرده از واقعیت

حادثه ی بمب گذاری حسینیه سید الشهدا ی شیراز بردارن و حرف حق رو بزنن

و اعلام کردن که این حادثه بمب گذاری بوده نه سهل انگاری !!! معلومه که خون

شهدا و جانبازان هیچ وقت پایمال نمیشه ... کاش دست منو هم بگیرن ....

دل نوشت :

روز میلادت : وجودت و حضورت در کنارم و دستان پر ز مهرت و تن ات

 که برای تن ام لالایی گفت ، برایم پر بود از دل پذیری های بی آلایش مهربانی ...

باشد که همیشگی باشد .

دریا : و تو پر خاطره ترین دریایی را برایم ساختی که یاد آور هوای دریایی

دل مهربان و گاهی سنگت است !

و این خوبی های یک سفر پر خاطره بود که بار دیگر لبخند را با لبانم آشتی داد .

من دریا را باور دارم و چشم های تو سرچشمه ی دریاهاست ...

[ یکشنبه ۱۳۸٧/٢/٢٢ ] [ ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه