سلام یه سلام که می خواستم برای تولد ۵ سالگی وبلاگم تقدیمتون کنم

اما الان برای عزاکده ای که تو شیراز به وجود اومده .....

نمی دونم چه طوری باید از حالم و از حال تمام کسایی که شنبه شب توی حسینه

سید الشهدا ی شیراز بودن و اون انفجار مهیب رخ داد بگم

نمی دونم چه طور باید بگم که هنوز با  وجود گذشت تقریبا ۲روز از حادثه ذره ای نخوابیدم

و بدنم هنوز که هنوزه می لرزه هنوز توی بهتم و هنوز چهره های آدمها و دوستام رو

هنگام اون حادثه فراموش نکردم صدای جیغ ها و صدای یا حسین گفتن های همه هنوز

تو گوشمه ..... شده بود مث صحرای محشر همه می دویدن همه تو سرشون می زدن

یکی چادر نداشت یکی کفش نداشت یکی پا نداشت یکی دست نداشت و یکی

چشم ! خدایا اینقدر حالم بده که نمی تونم چیزی بنویسم ...

حرفای یکی از دوستان عزیز رو که بلوگش رو به خاطر این حادثه ی هولناک آپ کرده

اینجا مینویسم ( با ذکر منبع ) چون کاملا حرفهای خودمه :

 چه دستها که در هم و دعای شنبه های ما         خیمه ز خاک بر کنم شهید شد برادرم

اول بیست خط پایین تر رو بخون، بعد بیا اینجا.

بعدالتحریر:

1. نزدیک به بیست و دو ساعت از انفجار بمب در حسینیه میگذره و تنها مسئولی که زحمت

کشیده و تسلیت گفته رئیس مجلس بوده. البته طبیعیه شاید رئیس جمهور داشته متن سخنرانی

امشبشو آماده میکرده و وزیر محترم کشور هم متن استعفانامه.

یه دونه اتوبوس توی دره سقوط میکنه تمام سران مملکت تسلیت میگن، اما این همه جوون تو

مجلس امام حسین - علیه السلام - به خاک و خون کشیده میشن و مسئولان معلوم نیست کجا

تشریف دارن.

ما گفتیم حداقل یه روز عزای عمومی اعلام میکنن، زهی خیال باطل. تازه مسئولان محترم بنیاد

شهید دارن تصمیم میگیرن که این شهدا، شهید باشن یا نه.

بعد از انفجار حرف قشنگی آقا سید زد. گفت کور خوندن. ما آرزومون شهادته. نمیتونن ما رو از ای

ن چیزا بترسونن.

2. آدم از این همه اصرار مسئولین استان برای اثبات حادثه بودن انفجار بمب دیشب، شک برش

میداره که نکنه نقشه ای توی کار بوده که بمب زیر نمایشگاه کار گذاشته باشن تا بندازن گردن

مهمات بیچاره.

ضمناً جهت اطلاع دوستان عرض میکنم که این نمایشگاه (اتاقک شیشه ای) بین نیم تا یک متر از

سطح زمین فاصله داره و اگه انفجار از داخل این محفظه صورت گرفته بود دیوار کناری از وسط

میریخت، یعنی نصفه بالا، و قسمت پایین سالم میموند. مسئولین مهطرم بهتره یه سر به حسینیه

بزنن ببینن دیواری وجود داره یا نه؟ البته اگه از دیشب تا الان اتفاقات حادثه ای دیگه توی حسینیه

نیفتاده باشه.ما که نیستیم ببینیم!؟

۳. دیشب عامو ستیار داشت دنبال دخترش میگشت. هر چی تلاش کردم براش شماره بگیرم راه

نمیداد. بهش گفتم ایشالا خبری نیس. با بغض گفت مگه اینا که رفتن بچه های من نبودن.

آجرک الله یا صاحب الزمان

یاران چه غریبانه                      رفتند از این خانه
هنوز داغونم

تا قبل از خوندن اخبار حادثه از اتفاقی که افتاد و چیزهایی که دیدم داغون بودم ولی الان از

دروغگویی مسئولین

        بمب گذاری را تکذیب میکنیم، علت انفجار وجود مهمات خنثی نشده موجود در حسینیه و

سهل انگاری مسئولین بوده. مدتی پیش در محل انفجار نمایشگاه آثار شهدا برپا شده بود که الان

موجب انفجار شده

یکی نیست بگه آدم ... (حیف اسم آدم) بگه ... این آثار شهدا، کلاه و نارنجک مین و خمپاره های

خنثی شده مزین به مهر تأیید خود شماست، این مهماتی هست که از سپاه تحویل گرفته شده،

و مهمتر از همه این نمایشگاه مال یه مدت پیش نیس، بیش از ۵ ساله که این معراج شهدا

برپاست. دروغ تا کی؟؟؟

اگه از مواد داخل معراج بود که خود این اتاق شیشه ای منفجر میشد، در حالیکه موج انفجار این

اتاق رو به آسمون پرتاب کرده و زمین رو گود کرده. بابا من آتیش این انفجار رو دیدم. شما چرا ماها

رو مثل خودتون فرض کردید، آتیش تا چهار پنج متر بالای حسینیه رفت. سقف حسینیه نابود شده.

من شنیدم که برخی از مسئولان خنثای بمب گفته اند که تی ان تی بوده.

چرا شبکه های ماهواره ای باید نه و نیم شب این خبر رو اعلام کنند و شبکه خاک بر سر فارس به

بزن و برقص خودش بپردازه؟ انگار نه انگار. آقایان ضرغامی و طلایی حیا کنید! حرومتون باشه این

نونی که به حلقومتون میکنید!

راستی لیگ برتر سودان از کی شروع میشه؟

بینظیر بوتو که ترور شد کم مونده بود شبکه قرآن هم خبر فوری بزنه ولی دیشب گویا همزمان با

انفجار بمب، وجدان صدا و سیما - اگر بوده - بالکل از بین رفت. انتخابات پارلمانی ایتالیا و دیدار

ملوان وسپاهان جزء عناوین مهم خبری ساعت ۱۴ امروز بود. و دوستان ما در بیمارستانها از درد

مظلومیت به خود میپیچیدند.

آخه لامروتای نامرد اینا مگه فرزند این مملکت نبودن؟ اگه توی امریکا یه ترقه بندازن سریع تو بوق و

کرنا میکنید و دیشب مرده بودید، امیدوارم هیچ وقت زنده نشید، که نخواهید شد، ان شاء الله، مهر

بر دلهاتان باد! شرم کنید از خون این بچه های بیگناه.

چرا باید شما خفه شده باشید که بی بی سی و العربیه و الجزیره برای منی که شاهد حادثه

بودم خبر رسانی کنند؟

چرا عکسهای حادثه رو باید از آسوشیتد پرس ببینیم؟

چرا باید العربیه بگه این انفجار مربوط به خروج مقتدی صدر از ایرانه و خبرگزاری فارس اونو اقدام علیه

سپاه و الجزیره مربوط به انتخابات بدونه؟ چون فرماندار و فرمانده انتظامی و معاون سیاسی امنیتی

استانداری میگن خرابکاری نبوده و سهل انگاری مسئولان بوده.

به خون این شهیدان بزرگوار اگه از غیرت ماها نمیترسیدند میگفتند خرابکاری مسئول کانون بوده،

مرگ بر وجدانتان.

چقدر این پست مهمه که باید به خاطرش خون جوونای بیگناه یک شهر باید فدا بشه تا بنده به

همه ثابت کنم که امنیت توی شهری که در اختیار منه برقراره، و خودم هم میدانم که به هیچ کس

ثابت نمیشه و فقط خودمو ... کردم. ما میدونیم که شما با کانون مشکل دارید، ولی نمیدونستیم

 این عقده اینقدر بزرگه که راه راستگویی رو بسته. اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید.

دیشب بعد از انفجار نیروهای محترم!!! امنیتی خیلی برخوردهای قشنگی با مردم داشتند، یک

لحظه فکر کردم بین نیروهای دشمن هستم و باید فرار کنم. باید ثابت بشه شیراز امنه. از مسئولین

مملکتی که هم که فقط رئیس مجلس یه چیزایی گفته و بقیه ... آه.

روزنامه های امروز شیراز رو دیدید؟ یا خبر رو نزدند و یا اینکه اخبار دروغ. حتا از استفاده از لفظ

شهید هم ابا کردند.

همه میدانیم که این بایکوت خبری و این همه تلاش برای مقصر جلوه دادن مسئولین کانون برای

نابود کردن کانونه: والله خیر الماکرین.

ببخشید دارم در هم مینویسم، به قول سید عزیز کشکولیه. نمیدونید دیشب آقا سید چه حالی

داشت. بعد از این اتفاق میگفت تا همه نرن بیرون من نمیرم.

(یکی دیگه از خواهران هم به خیل شهیدان پیوست، روحش شاد)

دیگه آخر کار سید میگفت خواهرا برن شنبه بیان. داشتم میمردم.

امون از دل پدر و مادرا.

صبحی دوباره بیمارستان بودم. بچه ها همه کپ کردن، هنوز توی بهتیم

دیشب توی تالار از صحنه هایی که دیده بودم نوشتم ولی پاک شد. الان دیگه نمیتونم بنویسم.

شاید دیگه هیچوقت ننویسم.

خوشحالم که آقا سید با شجاعت اعلام کرد که بمب گذاری قطعی بوده.

یه خبر دیگه شنیدم که بعضی از دکترهایی که به این راحتیا هر جا نمیرن، از شهرهای دیگه اومدن

برای عمل کردن مجروحین و خوشبختانه موفق شدند دست و پای تعدادی از مجروحین عزیز رو

پیوند بزنند.

اینا رو نوشتم که توی این مرگ خبرگزاریها(روزنامه ها و صدا و سیمای گور به گور شده) یه کاری

کرده باشم. شاید بعداً دوباره بنویسم.

سلام بر دستها جدا شده

سلام بر پاهای قطع شده

سلام بر شکمهای دریده

سلام بر چشمهای از کاسه در آمده

سلام بر خونهای به دیوار پاشیده

سلام بر چادرهای خاکی

سلام بر بدنهای قطعه قطعه شده

سلام بر مظلومیت خواهران و برادرانمان

سلام بر غربت مولایمان صاحب الزمان

از دوستان بزرگوار وبلاگ نویسم عاجزانه خواهش میکنم که فریاد مظلومیت خواهران و برادران

خودشون رو به گوش همه برسونند.

استاندار محترم هم به سلامتی به جمع تکذیب کنندگان پیوستند. خدا توفیقاتشون رو زیادتر کنه

بر گرفته از سایت http://naghdooneh.persianblog.ir/

 چادرها و کفشهای باقیمانده بعد از انفجار !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

پی نوشت : خیلی حالم بده خیلی دعام کنید همه ی کسایی رو که حالشون مثل حال منه دعا

کنید دیروز ظهر رفتم خونه ی نجمه ی قاسم پور ( شهید شده )....... دوستم بود با هم تو کانون

کار کرده بودیم با هم کربلا رفته بودیم و من میخواستم اینجا بیام براتون از سفر نامه ی کربلا

بگم و اون شهد شهادت رو نوشید و پرکشید پیش آقام حسین ........

خیلی حالم بده دیگه نمی تونم بنویسم ببخشید اگه فنت اینجا به هم ریختست سر فرصت

درستش می کنم ..... باز خوبان رفتن و من بد موندم ... خدایا به حق خون ریخته ی این

شهدا و مجروحین ما رو قربونی راه خودت و حسین ( ع ) کن ... آمین .......

خیلی دعا کنید خیلی

 

[ دوشنبه ۱۳۸٧/۱/٢٦ ] [ ۳:٥۸ ‎ق.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه