قطعه قطعه بودنش را ، می ستايم !

دردم راه گلويم را سد می کند ، اشک در چشمانم حلقه می زند ولی

ترس از محبت به اين عشق فقط قلبم را داغ می کند ...

آتش می زند ... تلاش نمی کنم که آتش درونم را با آب ديده خاموش کنم .

بايد سوخت ، بايد ناليد...

از اين نينوا بوی خون است که بيايان دلم را می سوزاند ... و در حيرت اين

رسيدن ِ اويم ... در شگفت اراده رفتن او ! و اين چيست جز جبروت حق که

اختيار را از او می ستايد ... غزل تشنه کامی او را چگونه بسرايم ؟

و جاذبه ی  عشق او را چگونه بر مدار بودن ترسيم کنم که گفتنی نبود ...

و قلب ِ اين قبله را با تيغ ِ که می توان دريد ، مگر با خون ؟

اين است رمز عشق : با خون ، کوير تشنه را سيراب کردن و دم بر نياوردن.

اين محمد ِ حسين (‌ع) است که عشق را قطعه قطعه در آغوش امام

می گذارد ... علی اکبر حسين ، که بگويد من همانم که هوای آسمانی ِ

بودن تو را دارم ای امامم . آنکه وصال را با تمام وجود ِ خويش به ولايت

امام سجده می کند . که ديگر امام نيست ، عشق است که فرياد می زند

خون است که عشق می شود ...

و آتش عشق حسين را با آب کدامين آقيانوس می توان آرام کرد ، که

محمدش را به سينه می فشارد و چشم در چشم فرزند و لب بر لبهای او ،

و اين است لحظه ی « رسيدن علی »

دل نوشت ۱: تحمل اين روزا خيلی سخته نمی دونم با اينکه با تمام وجود

نمی خوام تحمل کنم چه طوری می شه که ... اصلا انگار بايد تحمل بشه

مجبورت می کنن به تحمل کردن !  ...

دل نوشت ۲ : برهنگی عشقش را سجده می کنم !

و حسين ... حسين ... حسين ... حسين ... حسين ... حسين ... حسين ...

حسين ... حسين ... حسين ... حسين ... حسين ... حسين ... حسين .....

حسين ... حسين ... حسين ... حسين ... حسين ... حسين ... حسين .....

حسين (ع) آخر بودن است آخر عشق !

و باز هم برای دلم ، برای بيچارگی هايش دعا کنيد ... دعا کنيد که دلم ،

بيچاره ی عشق حسين (ع) شود و قربانی حسين (ع) شدن ،

شود مرگم ... 

  

[ دوشنبه ۱۳۸٦/۱٠/٢٤ ] [ ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه