ای مسافر !

با من آن زنجيريانِ بخت که سهمناک دوست می داشتم

اين مايه ی ستيزه ، چرا رفت ؟

با ايشان چه بايد می کردم ؟

<< بر ايشان مگير ! >> چنين گفت و چنين کردم !

پ ن ۱ : هفت سين دلِ من ، سکوت هست و سياهی و سردی و

سوز و سوز و سوز و سوز ! حتی در بهار !

نمی دونم تنهايی رو کجای اين هفت سين جا بدم !

پ ن ۲ : خدايم می دونم که می دونی و می بينی که خيلی تنهام 

و خيلی دلتنگ . دلتنگ چيزها و کسايی که ... که تنهام گذاشتن !

بابا حسينم لحظه ی سال تحويل با اينکه تنهای تنها هستم و پر از

دلتنگی ، اما دلمو حواله ی وجودت می کنم ... دلتنگی هام و 

تنهايی هام رو می ريزم بالای گنبدت زير پرچمت! حالا  پُرم از تو ...

يا امام رضا سخته در جوار تو نبودن ! دلمو دادم دست يکی که

بياره واست تا بفهمی ...

دلتون به زلالی و پاکی آب و لبتون پر از خنده

سالی پر از شادی رو برای شما خوبان آرزومندم

منو از دعا فراموش نکنيد

 

[ شنبه ۱۳۸٥/۱٢/٢٦ ] [ ٢:۳٢ ‎ب.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه