الهي ، اگر عنايت تو دست ما نگيرد از چهل ها چله ی ما هم کاری بر نيايد.

 

... آينه ی نگاهت...

 

تو که می کنی نگاهم

 

تو که می دوزی چشانت بر چشانم

 

می بینم آسمان را در غم نهان دل تنهایت

 

چه کشی از ظلمت غمهایت؟

 

چه کنی بی من امشب در آینه ی نگاهت؟

 

این منم که چون ماهی تشنه لب

 

تنها نشسته ام در مه تار خاطرات گیسویت

 

این تویی که می گویی به خود

 

آه آزادم اما کو برق وجود و نگاهم؟

 

هیچ فهمیدی آن زمان که گرفتی دستم را در دست

 

مست مست بود برق نگاهت سرمست

 

هیچ فهمیدی آن زمان چون کشید ی از هوس ، نفس

 

و دادی نفست در سینه ام و اما من در قفس؟

 

و دیدی اشکم را که پنهان می چکد بر روی دست،

 

چگونه بودم در چشمه ی سرد وجودت یک دست؟

 

و می دانم کنون نشسته ای در کنج دلت بی هم نفس

 

و می گویی کاش بودم و می بو سیدم رویت ،

 

اما نه از هوس ،

 

از ته قلبم ، پر از صدق و صفا ، بی مکنت و بی ریا

 

و می گویی آرام آرام، زمزمه کنان :

 

دلم تنگ است،

 

برای آراستگی چشمات سبزت، دل پر دردت ، دست نرمت ، تن گرمت....

 

و اما باز م مانده ام بی هم نفس ، کنج قفس ...

 

و باز تو می بوسی دیگری از هوس ، مست مست ...

 

رها ... ۹/۱۲/۸۳

مثل هميشه ، دعا ، دعا ، دعا ...

 در ضمن ميلاد با سعادت رسول اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع) رو به

تمامی شما عزيزان تبريک و تهنيت عرض می کنم.... پويا باشيد

 

[ یکشنبه ۱۳۸٤/٢/٤ ] [ ۳:٤٠ ‎ق.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه