الهی ٬گاه گاهی می نمایی و می ربایی نمودنت چه دل نشین است و

ربودنت چه شیرین...

تمام صبرم

و آنگاه که زار و خسته بر بالای جسد در تابوت نهاده ام ايستادی

خواهی فهميد دردهای زندگيم را

وخواهی فهميد رنجهايی که تو خود برایم به ارمغان آوردی

و خواهی فهميد که تا کنون نیز زندگيم حباب آبی بود

که با اشاره ی انگشتی نابود شد

اما چه حيف به اندازه ی تمام هستي ات دير فهميدی

اکنون در زير خروارها خاک در تابوت تنگ و در گور سرد و نمناک

با پوزخندی مليح در مقابلت ايستاده ام

مويه مويه کن آری چنين مويه مويه ای حق تو است

مويه مويه ای که پر است از ریا و تزویر و پر است از دورنگی

و خالی است از هر گونه مهر...

اکنون روحم آزاد است رها شده است

همان رهايی که هميشه در پی اش بودم...

ديگر در بندت نيستم

ديگر نخواهی توانست خدشه ای بر وجودم وارد سازی

و می بینی که چطور سربلند و پيروز چنين نظاره گر حال زارت هستم

نظاره می کنم ... نظاره می کنم ...........

آنقدر که ديگر بی نفس شوی و آن روز،

روز شادی من است

اما باز هم مثل هميشه همان صبر مرا به خود می آورد

...و باز هم نگاهم را از نگاهت بر می گیرم و تو را به تمام صبرم می بخشم... 

بروووووووووو................

                                                                                          رها ...

.... اونقدر اين دل کوچيک اما وسيع حرف برا گفتن داره که نمي دونه از کجا شروع کنه

تو این یک سال اخیر که گذشت با هر یک مشکلی که برام پیش می یامد هزاران بار به

خدای بزرگم بیشتر و بیشتر نزدیک شدم و حالا توی این ماه رمضون خوب فهمیدم که

چه قدر دوستم داره و چه قدر دوستش دارم...اصلا نمی دونم چه طور بیان

کنم  شاید بهتره تو همون دل بمونه ..... فقط خوشحالم خیلی خوشحال...

حتی وقتی دورنگی و به باد فراموشی سپردن های بقیه رو می بینم و ....

فقط یک آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه ه ه ه ه ه ه ه ه ه  و باز امید به داشتن یه خدای

مهربون که.....

در ضمن عذز خواهی بابت دیر آپ دیت کردن کامپیوتر بازم خراب بود و رفته 

بود واسه تعمیر...حالا برگشته

.....احتمالا آپ دیت بعدیم واسه روز تولدم هست شایدم نه ...نمی دونم...

اميدوارم که هميشه شاد و پيروز باشين....دعا فراموش نشه

....بالاخره اين وبلاگ با عوض کردن قالب درست شد يه هفته بود که به روز

می کردم مطلب وارد صفحه مديريت می شد اما وارد خود وبلاگ نه قسمت

ويرايش قالب هم باز نمی شد تا بالاخره امروز با کمک يکی از دوستای

مهربون درستش کردم فعلا علی الحساب اين قالب رو گذاشتم تا قالب اصلی

درست شه مطالب بالا هم مال يک هفته پيش هستش که ديگه الان زدم

واسه تولدم هم ديگه فکر نکنم که به روز کنم آخه ديگه سه ،چهار روزی

بيشتر نمونده......امان از اين دنيای وا نفسا ... چند روز ديگه می رم توبيست و

دو سالگی اما..... با همه ی اين حرفا می گم خدا جونم شکرت....

 

 

 

 

[ شنبه ۱۳۸۳/۸/٩ ] [ ۳:٥٥ ‎ب.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه