هوالرضا

سلامی گرم خدمت همه ی دوستای گلم

از اين که به کلبه ی حقير من سر زدين کمال تشکر رو دارم

واز همه به دليل تأخير در به روز کردن بلاگ عذر خواهی می کنم

راستش الان يه کم سرم شلوغه و انشاالله هفته ای يه بار به روز

می کنم .

ديروز يه مطلب تو يه مجله ديدم که حسابی خوشم اومد

صدقه

پسرک روی چمنها دراز کشيد.از صبح کسی گلی از او نخريده بود

نگاهی به صندوق کنارش انداخت که روی آن نوشته شده بود«صدقه روزی

را زياد می کند»اما توی جيبهاش حتی يک ريالم نبود.صدايی او را به خود

آورد. دخترک کوچکی بود

− آقا! برا تولد مادرم يک شاخه گل می خوام پول ندارم ها!

پسرک نگاهی به صندوق انداخت و يک شاخه گل را به طرف دخترک گرفت

دقايقی گذشت اتومبيل آخرين مدلی کنار پايش ترمز کرد.

− آهای پسر! بيا اينجا همه ی گلهای تو رو می خرم...

اين مطلبو که خوندم با خودم گفتم رها راسته که واقعا ميگن از هر

دستی بدی از همون دست پس ميگری پس خدا کنه که تو دستمون هميشه

 خوبی باشه که خوبی پس بگيريم راستی يه ترانه هم همين تازگی از

شادمهر شنيدم که از متنش خيلی خوشم اومد که اون رو هم می نويسم

باورم نميشه دستات توی دست من نباشن

رو در و ديوار خونه گرد تنهايی بپاشن

تو همونی که می گفتی تودنيا هيشکی مثل من پيدا نميشه

تو همونی که می گفتی قلبم مال تو باشه واسه هميشه

باورم نميشه چشمات بره مال ديگرون شه

با غريبه آشنا شه با غريبه مهربون شه

راستی چی ميشه که يه دفعه اين دستا و اين چشما ديگه باهات نباشه؟...

 

 

 

 

 

 

 

 

[ سه‌شنبه ۱۳۸۳/۳/٥ ] [ ٢:٢۸ ‎ب.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه