هوالمحبوب

نوروزتان پر شادی،قلبهایتان بهاری و بر لبهايتان هميشه لبخند جاری

اين شعر تقديم به....

نغمه ی درد

در منی و اين همه ز من جدا

با منی و ديده ات به سوی غير

بهر من نمانده راه گفتگو

تو نشسته گرم گفتگوی غير

غرق غم دلم به سينه می تپد

با تو بيقرار و بی تو بيقرار

وای از آن دمی که بی خبر ز من

برکشی تو رخت خويش از اين ديار

سايه ی توام به هر کجا روی

سر نهاده ام به زير پای تو

چون تو در جهان نجسته ام هنوز

تا که بر گزينمش به جای تو

شادی و غم منی به حيرتم

خواهم از تو....در تو آورم پناه

موج وحشتم که بی خبر ز خويش

گشته ام اسير جذبهای ماه

گفتی از تو بگسلم.... دريغ و درد

رشته ی وفا مگر گسستنی است؟

بگسلم ز خويش و از تو نگسلم

عهد عاشقان مگر شکستنی است؟

ديدمت شبی به خواب و سر خوشم

وه....مگر بخواب ها ببينمت

غنچه نيستی که مست اشتياق

خيزم و ز شاخه ها بچينمت

شعله می کشد به ظلمت شبم

آتش کبود ديدگان تو

ره مبند....بلکه ره برم بشوق

در سراچه ی غم نهان تو

 

[ جمعه ۱۳۸۳/۱/٢۱ ] [ ٦:۱٠ ‎ق.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه