هوالرضا

الهي گل دماغ را معطر مي كند و گندنادهن را ابخر با اين كه كاشته ي ديگرانند

و خارج از ذات ما. پس آنچه در خود كاشته ايم با ما چه خواهد كرد؟؟؟؟!!!!!!!!!

بازم سلام دوستاي گلم از همتون به خاطر كامنتاي پر مهرتون ممنونم راستش

اين دفعه بر خلاف هميشه نمي دونم چي بگم تو ايام فاطميه.............

به نظر من در مورد حضرت زهرا(س)هيچي نميشه گفت فقط اين كه با وجود اينكه

خيلي بدم هيچ وقت تنهام نذاشتن و بازم مي خوام كه تنهام نذارن...................

نمي دونم فقط مي تونم بگم كه شب شهادت برام شب خيلي سختي خواهد

بود....ديگه نمي تونم چيزي بگم فقط اين كه برام خيلي دعا كنيد خيلي

راستي به وبلاگwww.salamfarda.persianblog.ir هم سري بزنيد اين بلوگم

خودم آپ كردم ........فداي همتون دعا يادتو ن نره

[ یکشنبه ۱۳۸۳/٤/٢۸ ] [ ٩:۳۱ ‎ب.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

هـوالـرحمان

الهی،چون عوالم طاحونه چشم بسته و تن خسته ام؛راه بسيار می روم

و مسافتی نمی پيمايم .وای بر من اگر دستم را نگيری و رهايی ام ندهی

سلامی پر از مهر و محبت به همه ی دوستای گلم وای ی ی ی ی

که نمی دونيد چه قد دلم  براتون تنگ شده بود ولی خوشحالم که

تونستم بالاخره بعد از تقريبا يک ماه بيام و همين جا از همه ی دوستای

گلم که تو اين مدت به من سر زدين و به فکرم بودین تشکر می کنم

و خيلی معذرت می خوام که نتونستم تو اين مدت بهتون سر بزنم

اميدوارم که بتونم جبران زحمات بکنم

جاتون سبز تو اين مدت که تلفنم قطع بود و کامم خراب از فرصت

استفاده کردم و يه مسافرت کوچولو رفتم البته راستش خيلی خوش

نگذشت ولی بهتر از تو خونه موندن بود

خلاصه اين که اونجا همش استرس داشتم و دلم تو فکر بود حالا تو 

فکر چی بماندولی خوشحال بودم چون فکر می کردم رفتن به اين 

سفر در بهتر شدن روحيم اثر داره ولی زکی همش فکرو خيال باطل

بو د دوباره برگشتمو روز از نو روزی از نو

ولی اين دفعه و امشب بيشتر از هميشه دلم گرفتهخيلی...

ميدونيد تا حالا هيچ وقت تو اين بلاگ در مورد مشکلات زندگيم،در

مورد کسی که از تمام وجود بيشتر دوستش داشتم و دارم و در

مورد اين که اون عملا من رو تنها گذاشته و اين که به وضوح دارم

طمع تنهايی رو می چشم  مستقيما حرف نزدم اکثرا

سعی کردم با زبون شعر بگم اما امشب،بس که دلم گرفته طاقت

 ندارم البته دارم ريسک هم می کنم چون هيچ وقت دوست ندارم که

عزيزم اينارو بخونه و چون حدس ميزنم که نمی خونه و دلم هم

حسابی پر می نويسم می دونيد خيلی خسته شدم ديگه نمی کشم

ديگه نـــــــــــــــــــــــــــــــــهبايد يه فکری کنم نمی خوام صبرم

ته بکشه که اون وقت.......... دلم گرفتـــــــــــــــــــــه از اين که

دوست داشتمو دوست داشتمو دوست داشتم و حالا به اين جا

رسيدم دارم می بينم که همش سراب بود با هم بودنا ادعای

دوست داشتن ها و محبتها حالا بايد ببينم که تنها موندم و عزيز

من دور يکی ديگست من کاشتمو بيگانه درو کرد چرا همه ی

 کسايی که آدما بهشون دل میبندن اينطوری ميشن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا آخه؟چرا بعدش بايد

طرفت رو به زور نگه داری ی ی ی ی ی  ی چرا اينجوری از صداقت

انسان ها سو استفاده ميشه؟چرا عزيز من بايد توقع داشته باشه

که من تو اين موارد ريلکس باشم و نفهمم؟؟؟؟؟؟؟؟؟اين که من

واسه تو بها دادم من واسه تو ريسک کردم و واسه تو وقت گذاشتم

و ..........و چرا وقتی که ميخوای بری واسه اين که راحت تر باشه

ميگه که من اصولا عادت ندارم چيزی رو دور بندازم حتی اگه نخوامش!

و من بايد بمونم و بپوسم حتی اگه نخواتم؟ و حتی خيال کنه که ا

گه از من پنهون کنه من نمی فهمم؟ولی من خوب ميفهمم خيلی دردا

 رو دلم هست خيلـــــــــــــــــــــــی........

کاش می فهميدی درد تنهايی رو کاش درک می کردی ارزش دادن رو

 و ارزش نداشتن رو ......و کاش هيچوقت تو رو نمی شناختم که دل

نازک شيشه ايت بشکنه از حرفهای حقم ويه وقت خدايی نکرده

 ناراحت بشی؟نمی دونم چی بگم کاش

مثل هميشه سکوت می کردم و هيچی نمی گفتم و ای دل

چرا ديگه طاقت نياوردی؟چرا اشک می ريزی؟چرا بی تابی ميکنی؟

چرا بهونه می گيری؟ای دل مهم اينه که اون الان خوشحال باشه

مگه نه؟و عشق اونه که تو بهونه بگيری و اون نباشه.........

کاش لااقل مشکلات زندگيم نبود و خستم نمی کرد اون وقت بيشتر

توان و ظرفيت داشتم........آخ که چه قده دلم واسه امام رضام

تنگ شده تنها اونجا بود که آروم می گرفتم که اونم ديگه تحويل

نمی گيرهآقا جونم اگه تو هم منو تنها بذاری که ميميرم

نمی خوای يه نيم نگاهی بندازی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من نوکرتماااااااااا

خيلی دوستت دارمااااااااااااااااااااااااااااااااااا................

...............................................................................................

وای که چه قدر پر چونگی کردم اميدوارم که ببخشين منو............

ديگه هيچی نمی گمو در آخراين شعر رو هم بخونيد

نمی ذارم تو رو ار من بگيرن      

حتی تو عالم عکس و نقاشی

روی پيشونی سرنوشت        

تو فقط بايد مال خودم باشی

نمی ذارم که تو رو بدزدنت         

جای تو فقط روی چشمای منه

توی فال من فقط اسم تو       

کسی که چشاش مث توروشنه

نمی ذارم اين همه خاطرمون  

پنهونی کنج يه خورجين بمونه

قسمت طالع تو سفر بشه      

واسه من يه درد سنگین بمونه

نمی ذارم اونا که کم عاشقن   

من و از خيال تو جدام کنن

نمی ذارم تو بری که آدما

همش با سرزنش نگام کنن

نمی ذارم توی خلوتت کسی

بيادو با شادی با تو دست بده

که بايد لذت اين دست دادنو

به من و خاطره ی تو پس بده

نمی ذارم کسی جز خودم يه روز

با تو و با روياهات کنار بياد

تازه از تولد تو حق داره

توی هر پس کوچه ای بهار بياد

نمی ذارم که نوازش کسی

شب ناز مژه هاتو خواب کنه

نمی ذارم خونه ی آرزومو

کسی با اومدنش خراب کنه

نمی ذارم يه غريبه با نگاش

پادشاه دل بی ريات بشه

من می خوام خودم پرستشت کنم

نمی ذارم که کسی خدات بشه

نمی ذارم به بهونه ی کسی

عشق و دنيای منو يادت بره

تو يه عمره ديگه زيبای منی

با يه دنيا اعتماد و خاطره

نمی ذارم تو رو صيدت بکنن

نمی ذارم که تو از پيشم بری

ولی توی سرنوشتم می بينم

تو نمی مونی پيشم مسافری

نمی ذارم جای من کسی شبا

بالای سرت لالايی بخونه

نمی ذارم دلی که مال منه

پيش بيگانه امانت بمونه

اين نذاشتن چه قدر خوبه ولی

آخه من که اختياری ندارم

تصميما رو هميشه تو می گيری

من چه جوری می تونم که نذارم؟

تازگی خيلی سفارش می کنی

می گی کم کم ديگه وقت رفتنه

زيبا جون تو می خوای از پيشم بری؟

از تو انقدر فقط سهم منه؟

ترس رفتنت ديوونم می کنه

ولی اين ديوونه که کاره ای نيست

زيبا چشم به رات می مونم هميشه

تنها دل خوشيم اينه چاره ای نيست

و در آخر دوست دارممممممم حتی اگه نباشی.....

دعا يادتون نره.......يا حق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ شنبه ۱۳۸۳/٤/٢٠ ] [ ٥:٠٥ ‎ق.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه