هوالمحبوب

سلام

شهادت امام حسن غريب(ع)و پيامبر اکرم(ص) و همچنين شهادت مولايم امام

رضا(ع) را به تمام شيعيان جهان تسليت عرض می کنم دلم واسه امام

رضا و آقام حسين واسه بين الحرمين که واقعا قطعه ای از بهشت بود شده يه ذره

ای کاش که قدر می دونستم کاش که به سادگی از دست نمی دادم

اون روزا رو .حرم حسين(ع)روحرم عباس(ع)رو  تل زينبيه

حرم امام رضاااااا ای ی ی ی ی ی وااااااااااای ی ی از اين دل ای وای از

اين نفس ....محرم هم تموم شد صفرم داره تموم ميشه و من آدم نشدم

باز هم همان رهای قبلی ای کاش.........

يا مولا دلم تنگ اومده شيشه ی دلم ای خدا زير سنگ اومده...

خدايا دوست دارم امام رضا دوست دارمنکنه منو تنها بذارين چه اين دنيا

چه اون دنيا بابا حسين جونم من رهام ولی تو منو رها نکن

التماس دعا بچه ها

 

 

[ دوشنبه ۱۳۸۳/۱/۳۱ ] [ ٤:٥٥ ‎ق.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

 

you will be my life story

 

You will be my life story 

In my diary

دردفتر خاطراتم

In its pages

بين ورق هايش

I'm looking for a life experience

در جستجوي تجربه هاي زندگي هستم

And your strength always guides me.

و اين قدرت توست که هميشه مرا هدايت مي کند

You healed my wounds

زخم هاي مرا التيام دادي

And the pressure op your love

 و شدت عشق تو

Makes me fell important.

موجب شد که احساس کنم مهم هستم

My soul

قلب من

No one knows it as well as you

هيچ کس به اندازه تو آن را نمي شناسد

My life

زندگي من

I see it in you

آن را در تو مي بينم

Well , you will be my story

باري ، تو داستان من خواهي بود

You guided me in darkness

تو در تاريکي مرا هدايت کردي

And you will always be at my side when I call

و هرگاه تو را بخوانم در کنارم خواهي بود

When I call

وقتي تو را صدا مي زنم

I want to love you and give you more

مي خواهم به تو عشق ورزم و چيزي بيش از اين به تو دهم

And if I were to write a book

اگر قرار بود کتابي بنويسم

You would definitely be in it

تو يقينا در آن مي بودي

That's my story

اين داستان من است

That you will be my story

که تو داستان من خواهي بود

I don't think about tomorrow

به فردا فکر نمي کنم

Even in happiness or sandnes

حتي در شادي و غم

I'll look for where you are

به دنبال آن خواهم گشت که تو کجايي

Well , I'm lost without your love

بدون عشق تو گم مي شوم

And I will be your faithful friend

من دوست وفادار تو خواهم بود

As the air that you breathe

همچون هوايي که استنشاق مي کني

I will heal your heart

قلبت را التيام خواهم داد

Well , you will be my story…

باري ، تو داستان من خواهي بود ....

 

[ شنبه ۱۳۸۳/۱/٢٩ ] [ ٩:۱٤ ‎ب.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

هوالمحبوب

سلام

تا حالا شده اين قدر دلت بگيره و واقعا به فرط استیصال و درموندگی برسی  

ولی هيش کيو نداشته باشی تا باهاش صحبت کنی حتی...؟؟؟؟ اون وقت 

چی کار می کنی؟تا حالا شده کسی نباشه غبار رو دلت رو رو برات پاک

کنه؟؟؟حتی...

تا حالا شده سوقات ياد يارت فقط خوشه ی اشک باشه؟؟؟

شده که ديگه چراغی تو افق نداشته باشی ؟؟؟ چراغ دلت هم خاموش 

شده باشه؟؟؟

برگ های سپيد دفترت تا حالا سياه شده؟؟؟اون وقت هست که ديگه هيچ

کاری ازم بر نمیاد و فقط به جادوی سکوت احتياج دارم و مرواريد اشک... اما 

چه طوری آخه........؟؟؟؟؟؟؟؟

راستی من که نمی تونم از شعر دل بکنم شما رو نمی دونم......

ای هميشه خوب

ماهی هميشه تشنه ام در زلال لطف بيکران تو

می برد مرا به هر کجا که ميل اوست   موج ديدگان مهربان تو

زير بال مرغکان خنده هات  ،زير آفتاب داغ بوسه هات

ای زلال پاک!   جرعه جرعه می کشم تو را به کام خويش

تا که پر شود تمام جان من ز جان تو!

ای هميشه خوب !ای هميشه آشنا!  هر طرف که می کنم نگاه

تا همه کرانه های دور عطر و خنده و ترانه می کند نگاه

در ميان بازوان تو!

ماهی هميشه تشنه ام    ای زلال تابناک!

يک نفس مرا اگر به حال خود رها کنی

ماهی تو جان سپرده روی خاک....

[ شنبه ۱۳۸۳/۱/٢٩ ] [ ٤:٤۸ ‎ق.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

هوالمحبوب

بعد يه عمر هم نفسی مثل غريبه ها ميری؟؟؟؟؟!!!!!!

[ شنبه ۱۳۸۳/۱/٢٩ ] [ ۱:٢۳ ‎ق.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

هوالمحبوب

و باز هم بر دلهای آبی یتان سلام

ميدونم که اگه ستاره های آسمون رو هم بيارم

توی قلب عاشقت ديگه من هيچ جايی ندارم

اما من ميخوام با تو باشم وتو قلبت اما تو....

 

[ پنجشنبه ۱۳۸۳/۱/٢٧ ] [ ۳:٠٠ ‎ب.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

هوالمحبوب

و بر کرانه ی آبی دل هايتان سلام

ببخشيد بچه ها من  ديروز نتونستم update کنم اين دوستام منو کشتن

(معرفی می کنم خدمتتون)بس که همش می گن چرا فقط شعر 

می نويسی آخه اين چند روز دلم خيلی گرفته بود

و در همچين مواقعی فقط شعر هست که....

خوب بگذريم بريم سراغ معرفی دوستام ميخوام ۳ تا از دشمنای جونمو

بهتون معرفی کنم۳تا عقده ای که....

اولين نفر آناهيتا هست معروف به آنی و گرافيل(مخفف گراز و فيل هست 

البته قربون گراز و فيل) يه ديوونه به تمام معناکه بچه ی کوير هست و

سينش هم چاک چاک هست و قراره  من واسش بخيه بزنم دومين نفر

علی هست که وای وای نگو اصلا نميتونيم با هم کنار بيايم يه زن ذليل نديد 

بديد(وبلاگ نديده) که قرار بود اسم وب لاگش رو بذاره علی عقده ای(البته

 به پيشنهاد من) و سومی که يه کمی نسبت به ۲تای قبلی کمتر باهام

دشمن هست،مجيد هست که شصتشم درازه و خيلی ناشی هست (اينو

خودش تو وبش  گفته) و همش غلط املايی داره و از بس که بچه کمبود

وبلاگ داشته روز اول ۵بار update کرده اين ۳تا دشمن من هستن به

تمام معنا تا من وبلاگ ساختم چش نداشتن ببينن که دويدن رفتن وبلاگ

ساختن(حسودای بدبخت نديد بديد) وبلاگ علی به گفته ی خودش از مال

هممون بهتره البته وقتی ساخته شد( هنوز وبلاگی در کار نيست) در ضمن

علی همون کسی هست که در ساختن وبلاگ من جون خودش خيلی به من

کمک کرد(تو مطالب قبلی در موردش نوشتم)خلاصه اين ۳تا مردن از عقده

اصلا شهيد وبلاگ هستن ولی از شوخی گذشته بچه های خوبی هستن

افتخار می کنم که با اينا دوستم و واقعا دوستشون دارم خيلی هميشه با

هم زياد شوخی می کنيم شما ها هم به وبشون سر بزنيد باحاله پايين

می نويسم اسم وبلاگشونو اين شبا کلی ميخنديم جای بقيه بچه ها خيلی

خاليه جای داداشی عزيزم که خيلی خيلی دوستش دارم وخيلی دلم

براش تنگيده جای نادر پسل گلم،زهره جون خواهر عزيزم ،جای حسين عشق  

زهره جای معين عزيزبا اون خنده های ماهش،جای بابايیم امين(شوهر اول آنی البته

واسه اذيت)جای فرهاد مظلوم بی صدايی که همش زير آبی می ره و باران جون 

 عزيزم و.....ياد اون شبها که همش با هم بوديم به خير دلم واسه همتون تنگ شده

همتون رو خيلی دوست دارم يه عالمه فداتونم می شم به خصوص

داداشی گلم 

حالا هم يه بيت شعر واستون می نويسم که دست خالی نريد....

کاش ای تنها اميد زندگی هرگز نمی ديدم تو را تا نسوزم در خزان آرزو...

و اينم وبای آنی و مجيد http://anastazia57.persianblog.ir/

http://www.13562717.persianblog.ir

[ چهارشنبه ۱۳۸۳/۱/٢٦ ] [ ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

هوالمحبوب

سلام

دلم گرفته خيلی از اين همه جفا از اين همه ريا و تزوير از اين همه دورنگي

حرفای دلو به کی بايد گفت؟؟؟!!! اصلا گوش شنوايی وجود داره؟؟؟!!!...

 

ای ستاره ها

ای ستاره ها که بر فراز آسمان

با نگاه خود اشاره گر نشسته ايد

ای ستاره ها که از ورای ابر ها

بر جهان ما نظاره گر نشسته ايد

آری اين منم که در دل سکوت شب

نامـه های عـاشـقانـه پـاره ميکنـم

ای ستـاره ها اگـر به من مدد کنيد

دامن از غمش پر از ستاره ميکنم

بـا دلـی که بويی از وفـا نـبـرده اســــت

جـور بی کـرانه و بهانه خوش تر اســت

در کـنار اين مصاحـبان خـود پســــــنـد

ناز و عشوه های زيرکانه خوش تر است

ای ستاره ها چه شد که در نگاه من

ديگر آن نگا ه و نغمه و ترانه مرد؟

ای ستـاره ها چه شد که بر لبان او

آخر آن نـوای گرم عـاشقانه مـرد؟

جام باده سر نگون و بستـرم تهــی

سر نهاده ام به روی نامـه های او

سر نهاده ام که در ميان اين سطور

جستجو کنـم نشــانی از وفــای او

ای ستاره ها مـگر شمـا هـم آگهيـد

از دو روئی و جفای ساکنان خـاک؟

کاين چنين به قلب آسمان نهان شديد

ای ستاره ها،ستاره های خوب و پاک

من که پشت پا زدم به هرچه هست ونيست

تـا کـه کـام او ز عشـــق خـود روا کنـــم

لـعـنـت خــدا به مـن اگــر بـه جـز جـفــا

زيــن سـپـس بـه عــاشـقـان بـا وفـا کـنـم

ای ستاره ها که همچو قطره های اشک

سـر بـه دامـن سـيـاه شـب نهـاده ايـد

ای سـتاره ها کـز آن جـهان جـاودان

روزنی به سوی اين جهان گشوده ايد

رفتـه اسـت و مـهـرش از دلـم نمــی رود

ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست؟

ای سـتــاره هـا،سـتــاره هـا،سـتــاره هـا

پس ديار عـاشـقان جـاودان کجـاسـت؟؟

 فروغ فرخ زاد

[ سه‌شنبه ۱۳۸۳/۱/٢٥ ] [ ٢:٥۸ ‎ق.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

هوالمحبوب

تنها در بی چراقی شبها می رفتم    دستهايم از ياد مشعل ها تهی بود     همه ی

ستاره هايم به تاريکی رفته بود     مشت من ساقه ی خشک تپش ها را می فشرد

لخطه ام از طنين ريزش پيوندها پر بود

تنها می رفتم می شنوی؟؟؟ تنها       من ميرفتمو ميرفتم تا در پايان خود فرو افتم

ناگهان تو از بيراهه ی لحظه ها ميان دو تاريکی به من پيوستی

صدای نفسهايم با طرح دوزخی اندامت در آميخت

همه ی تپش هايم از آن تو باد چهره ی به شب پيوسته ی همه ی تپش هايم........

 

[ دوشنبه ۱۳۸۳/۱/٢٤ ] [ ٥:٥٧ ‎ق.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

هوالمحبوب

سلام

الان مي خوام بگم به يه نفر که دوستش دارين با چند تا زبون مختلف اينو بهش بگين

English - I love you

Afrikaans - Ek het jou lief

Albanian - Te dua

Arabic - Ana behibak (to male)

Arabic - Ana behibek (to female)

Armenian - Yes kez sirumen

Bambara - M'bi fe

Bangla - Aamee tuma ke bhalo aashi

Belarusian - Ya tabe kahayu

Bisaya - Nahigugma ako kanimo

Bulgarian - Obicham te

Cambodian - Soro lahn nhee ah

Cantonese Chinese - Ngo oiy ney a

Catalan - T'estimo

Cheyenne - Ne mohotatse

Chichewa - Ndimakukonda

Corsican - Ti tengu caru (to male)

Creol - Mi aime jou

Croatian - Volim te

Czech - Miluji te

Danish - Jeg Elsker Dig

Dutch - Ik hou van jou

Esperanto - Mi amas vin

Estonian - Ma armastan sind

Ethiopian - Afgreki'

Faroese - Eg elski teg

Farsi - Doset daram

Filipino - Mahal kita

Finnish - Mina rakastan sinua

French - Je t'aime, Je t'adore

Frisian - Ik hâld fan dy

Gaelic - Ta gra agam ort

Georgian - Mikvarhar

German - Ich liebe dich

Greek - S'agapo

Gujarati - Hoo thunay prem karoo choo

Hiligaynon - Palangga ko ikaw

Hawaiian - Aloha Au Ia`oe (Thanks Craig)

Hebrew - Ani ohev otah (to female)

Hebrew - Ani ohev et otha (to male)

Hiligaynon - Guina higugma ko ikaw

Hindi - Hum Tumhe Pyar Karte hae

Hmong - Kuv hlub koj

Hopi - Nu' umi unangwa'ta

Hungarian - Szeretlek

Icelandic - Eg elska tig

Ilonggo - Palangga ko ikaw

Indonesian - Saya cinta padamu

Inuit - Negligevapse

Irish - Taim i' ngra leat

Italian - Ti amo

Japanese - Aishiteru

 البته ادامه داره اگه خواستين بگين بقيشون رو هم واستون بزارم

[ شنبه ۱۳۸۳/۱/٢٢ ] [ ٤:٠٢ ‎ب.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

هوالمحبوب

سلام

تمام مطالب اين وبلاگو  تقديم ميکنم به....

راستی از کمک بسيار زياد يکی از دوستان عزيزم خيلی تشکر می کنم (tellmasret) 

و همين طور از کمک يکی ديگه از دوستام که جون خودش خيلی از وبلاگ ساختن

سرش ميشه(آره جون خودشalireza_shadow2000)که البته ما رو حسا بی هم

سر کار گذاشت تشکر می کنم و به شما هم پيشنهاد می کنم که ازش کمک بگيريد

شايد به شما هم شانسی درست جواب بده

......گاه می انديشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گويد

آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی می شنوی      روی تو را کاشکی می ديدم

شانه بالا زدنت را بی قيد          وتکان دادن دستت که مهم نيست زیاد

و تکان دادن سر را که عجيب عاقبت مرد؟

من به خود می گويم چه کسی باور کرد    جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر  

کرد؟ 

با من اکنون چه نشستن ها  چه خاموشی هاست؟

با تو اکنون چه فراموشی هاست

چه کسی می خواهد که من و تو ما نشويم      خانه اش ويران باد

من اگر ما نشوم تنهايم تو اگر ما نشوی خویش تنی.........

 

 

[ شنبه ۱۳۸۳/۱/٢٢ ] [ ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

هوالمحبوب

نوروزتان پر شادی،قلبهایتان بهاری و بر لبهايتان هميشه لبخند جاری

اين شعر تقديم به....

نغمه ی درد

در منی و اين همه ز من جدا

با منی و ديده ات به سوی غير

بهر من نمانده راه گفتگو

تو نشسته گرم گفتگوی غير

غرق غم دلم به سينه می تپد

با تو بيقرار و بی تو بيقرار

وای از آن دمی که بی خبر ز من

برکشی تو رخت خويش از اين ديار

سايه ی توام به هر کجا روی

سر نهاده ام به زير پای تو

چون تو در جهان نجسته ام هنوز

تا که بر گزينمش به جای تو

شادی و غم منی به حيرتم

خواهم از تو....در تو آورم پناه

موج وحشتم که بی خبر ز خويش

گشته ام اسير جذبهای ماه

گفتی از تو بگسلم.... دريغ و درد

رشته ی وفا مگر گسستنی است؟

بگسلم ز خويش و از تو نگسلم

عهد عاشقان مگر شکستنی است؟

ديدمت شبی به خواب و سر خوشم

وه....مگر بخواب ها ببينمت

غنچه نيستی که مست اشتياق

خيزم و ز شاخه ها بچينمت

شعله می کشد به ظلمت شبم

آتش کبود ديدگان تو

ره مبند....بلکه ره برم بشوق

در سراچه ی غم نهان تو

 

[ جمعه ۱۳۸۳/۱/٢۱ ] [ ٦:۱٠ ‎ق.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

هوالمحبوب

 

سلام

[ پنجشنبه ۱۳۸۳/۱/٢٠ ] [ ۱:٤۳ ‎ب.ظ ] [ ... ]

[ نظرات () ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه